آخرین رویدادها

اخبار بین الملل

UP TOGGLE DOWN

چندین کشته و زخمی درپی خروج قطار مسافربری از ریل در آمریکا + فیلم و...

چندین نفر براثر خروج یک قطار مسافربری آمریکایی از ریل پس از برخورد به یک...

سالیوان: آمریکا مصمم است ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند

مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد کشورش مصمم به عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای...

حماس: حال یکی از اسرای صهیونیست وخیم است

شاخه نظامی حماس از وخامت وضعیت سلامتی یکی از اسرای رژیم صهیونیستی خبر داد.

اردوغان: بزودی عملیات مان را در سوریه آغاز می‌کنیم

رئیس جمهور ترکیه از آغاز مجدد عملیات در سوریه در آینده نزدیک خبر داد.

ذخایر نفت خام آمریکا به پایین‌ترین حد در حدود ۴ دهه گذشته رسید

وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد ذخایر نفتی این کشور به پایین‌ترین حد خود در ۳۶...
چهارشنبه, 19 شهریور 1399 ساعت 09:35

نگاهی به روزنامه های جهان

طرحی از چهره بتهوون ، از سال ۱۸۱۴ این موسیقیدان نامدار را سیاه پوست نشان می‌دهد. کاری از بلاسیوس هوفل و امروز در دویست و پنجاهمین سالگرد بتهوون ، این ادعا، در خط دلخواه جنبش سیاهان، سخت شکفته است. هشتاد سال پس از مرگ او، سیموئل کال ریج تیلور آهنگساز انگلیسی می‌گوید، چرا که نه! خود او از مادری انگلیسی و پدری از سیرالئون زاده شد. و به گفته اش، چه شباهتی غریب در چهره، میان او و بتهوون است!

مردی در غرب سیدنی، پس از آن که به دروغ مدعی شد، پدربزرگ اش در شرف مرگ است، از قرنطینه در هتل، بیرون آمده در خانه پدربزرگ، سرحال به خاطر جعل اسناد، دستگیر شد. او مدعی شده بود، برای دیدار از پدربزرگ در بیمارستان به سیدنی آمده است. مرد سی ساله برای فرار از قرنطینه به سبب  همه گیری کرونا در استرالیا ورود به فرودگاه سیدنی، با ارائه اسناد جعلی، دستگیر شد. در استرالیا، مسافران، پس از ورود به فرودگاه ، راهی هتل، برای قرنطینه می شوند.

تحریم‌های اقتصادی، تنش‌های نظامی... پکن و واشنگتن، در چرخه پرخطری افتاده اند.

 رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا، تحریک شور وطن پرستی در چینی ها، خطر درگیری نظامی میان این دو قدرت را، افزایش می دهد. در این میان تایوان،خط پرخطر دیگری میان چین و آمریکا است.جنگ اقتصادی میان آمریکا و چین اکنون به جبهه فن آوری و مالی، رسیده است. چین می‌خواهد نشان بدهد، با وجود همه گیری ویروس کرونا، قدرت دفاعی اش کاهش نیافته است و نیروی دریایی آمریکا، نمی‌تواند در این منطقه، جولان بدهد.

شبه نظامیان«سیاه»، دارند در آمریکا شکل می‌گیرند. آن ها، برای مبارزه علیه نژادپرستی، در آمریکا، به تظاهرات پاگذاشتند. اکنون، سایه یک خطر گسترده شکل‌گیری شبه نظامیان سیاه حس می شود. مرگ جورج فلوید سیاه و تظاهرات علیه خشونت‌های پلیس آمریکا، سبب این پیدایش شده است. آن ها مثل جدایی طلبان در فیلم «پلنگ سیاه»، دارند مسلح می‌شوند. چهره این پلنگ های سیاه ، اغلب با نقاب پوشیده شده  و سخت مسلح اند. جنگ میان این ها و پلیس فدرال آمریکا آن ها را نشان داد.

ترامپ، زیر سایه نیروهای نظامی، به رقابت های انتخاباتی رئیس جمهوری، بازگشت. ترامپ در کاخ سفید گفت: رهبران پنتاگون از رهبری او بر آمریکا خرسند نیستند. چیزی که آن ها می‌خواهند، جنگ است و بس!

و: مرگ و میر حاصل از ویروس کرونا، در آمریکا در میان آفریقایی ها آمریکایی ها و آمریکایی های لاتین، سخت، افزایش یافته است.

ریچارد هورتون تحلیل گر سیاسی هم نگاهی به انگلیس دارد:  کووید ۱۹ واقعیت‌های انگلیس را آشکار کرد: فقر، نا امنی و عدم تساوی حقوق. و این که موارد ابتلا به کرونا، در انگلیس دارد افزایش پیدا می کند. چه باید کرد؟

منتشرشده در از چهار گوشه دنیا
دوشنبه, 20 فروردين 777 ساعت 11:50

پاپ «بی ترحم»

اولین و آخرین ترانه ای که سرودم سال 46-45 بود. دانشجوی سال دوم ادبیات و زبان انگلیسی بودم که ، برای دوست هم مدرسه ای ام در دبستان فرهنگ آبادان ، که حالا ، ستاره جوان موسیقی پاپ در تهران شده بود و در رستوران های برتر از رستوران های گروه بلک کتس و فرهاد ، می خواند آن را ساختم: ادموند ؛ که امروز هم در سال های هفتاد زندگی ستاره موسیقی پاپ آشوری است. درغربت البته. آن  سال ها ادموند گاه با «نارملا» ، پاپ خوان دیگر آشوری ، می خواند.که امروز اگر بود، در سال های پایانی هشتاد زندگی بود. «نارملا» از رادیو رضاییه آن هنگام‌، درخشیده و به تهران آمده بود و ادموند ، از آبادان که او هم آن جا درخشیده بود. و حالا آوازهای پاپ خوان های آن روز را در رستوران ها خوش می خواندند.

این نخستین ترانه اختصاصی خود ادموند بود ، که گمانم«پرویز مقصدی» آهنگ اش را ساخته بود و جای ترانه سراهای قدر می خواستند ، یک ترانه سرای جوان ، با نگاهی تازه آن را بسراید. آن چه را از آن ترانه یاد دارم ، مطلعی بود ، که تکرار می  شد و تکرار آن به دل می نشست و دهان به دهان می گشت: الهی روزی ، تو هم بسوزی.... در آتش جدایی ... . ترانه را صفحه پرکنی «بتهوون» به روی صفحه 45 دور ، به بازار داد.به بازار موسیقی پاپ آمد و برای صدایی جوان چون ادموند، فروش خوبی هم داشت.آن هنگام دوران تکتازی ویگن و منوچهر سخایی بود ، تا که «آرتوش» بیاید.

من باید شعر را به موسسه  بتهوون واگذار کنم ، اگر چه آن را هدیه به دوست دبستانی ام کرده بودم. موسسه بتهوون، در چهارراه پهلوی آن هنگام و ولی عصر امروز بود. امضا دادم و در کمال حیرت و ناباوری ام ، دویست تومان ، گرفتم. برای دانشجوی یک لاقبای ، آن هنگام پول خوبی بود. یک شام در همان رستوران رنگین کمان که ادموند می خواست بخواند ، بیست و پنج تومان بود. «ادموند»، در هیاهوی بازار غوغاسالار موسیقی پاپ آن هنگام ، نتوانست ، سری در میان سرها درآورد ، اما در موسیقی آشوری ماند و ستاره شد.موسیقی پاپ ایرانی، قربانی های بسیار داشت و از صداهای ماندنی آن هنگام تا به امروز ، «اوی» بود. با صدایی بسیار پرشباهت به صدای ویگن  که صدای خودش بود، نه که تقلید کند.

او هم در هیابانگ آن هنگام موسیقی پاپ ایرانی ، از پا درآمد ، اما از آن هنگام ، در موسیقی آشوری ، تا به امروز سلطان پاپ ماند. «اوی» با موسیقی حیرت انگیز با تنظیم جوانی که ترومپت نواز بود «کلیچ» نام ، اثری ماندگار خواند. هنگامی که «محمد صالح علا» ،  نوار ربع اینچی آن را بر دستگاه «ریل» امپکس شنید ، گریست و ترانه ای ماندگار برای آن به رایگان سرود ، که آشوری  و فارسی آن هنوز از ترانه های جاودانی است: باران می بارد‌، برگ ها ، فرو می افتند.. . هنوز زمزمه می شود. ترانه ای برای رقص سنتی «جانیمان» آشوری. اوی ، راهی غربت شد و همان جا ماند.

شاید تلخ ترین حادثه ، در میان چرخ  های بی رحم موسیقی پاپ ایرانی ، در دهه چهل ، حکایت «آلبرت خوشابه»است. جوانی با صدای غریب. که پس از آواز خوانی ویگن ، در هتل بوعلی در زادگاهش همدان ، جای او را گرفت. برادران او ، همه کامیون دار بودند و او تحصیلکرده ،که در وادی موسیقی پا گذاشته بود. به او گفته بودند برای سر در آوردن در کنار غول های پاپ آن هنگام ، باید هزینه کند. کلان هم هزینه کند. به سراغ نامداران موسیقی و ترانه سرا برود و کار از آن ها بخرد. برادران یک کامیون شان را فروختند و برای او هزینه کردند. هر که را می شناختند ، سفارش دادند. یازده ترانه خواند و همه در رادیو ایران آن هنگام مجوز پخش گرفتند.

بهترین یاران «آلبرت خوشابه»، که با نام «آلبرت» خواند، سورن و سارگن و پیترسون یا پتکا آهنگ سازان و نوازندگان بی همتای با نجو و ماندولین و آکاردئون بودند ، که هنوز موسیقی بی کلام آن ها‌ ، از رادیوهای ما ، پخش می شود.

پول یک  کامیون به باد رفت  و «آلبرت»  نتوانست در موسیقی پاپ ایرانی در برابر غول های آن هنگام دوام بیاورد. دنیای موسیقی را رها کرد و به غربت  رفت و هرگز نخواند. نام های بسیار دیگری بودند ، که در دنیای موسیقی پاپ دهه چهل و پنجاه ، تاب نیاوردند و با همه تلاش ها و ارزش ها ، نماندند.موسیقی ، به ویژه پاپ ، در‌آن سال ها  ماشین درهم شکننده بی رحمی بود ، که بازی خودش را داشت.و این حکایتی بود که بر آشوریان رفت.

ارامنه ، بختی خوش تر داشتند و آن ، حضور ویگن ، سلطان پاپ بود. و آرتوش که در اوج از عرصه موسیقی کناره گرفت. و حالا چه بر سر پاپ خوان های ایرانی دیگر آمد ، حکایت مثنوی هفتاد من است. چه ستاره ها ، که ندرخشیده ، خاموش شدند با بده-بستان ها آن هنگام خاموش شان کرد.

این موسیقی پاپ بی ترحم...

منتشرشده در اخبار

انجمن آشوریان تهران

یکی از مهم­ترین آداب اجتماعی آشوریان ایران، چنین بوده که هرگاه جمعیت آنان در شهری روی به فزونی نهاده است، آنان به تاسیس انجمن­های ملی و فرهنگی و اجتماعی مبادرت نموده اند. به همین جهت بود که در سال 1898، پس از مهاجرت عده­ ی کثیری از جوانان آشوری-کلدانی ساکن سلماس به تهران و استخدام در وزارتخانه ­ها و ادارات دولتی، بنیان اولیه­ ی انجمن آشوریان تهران گذارده شد.

شبکه های اجتماعی

t logo 

insta

ارتباط با ما

ایران-تهران-انتهای خیابان آیت الله کاشانی غربی شهر زیبا خیابان شهید آلفرد سرگیز اردوشاهی جنب مجتمع قضایی مفتح پلاک 6 -کد پستی 1474997751

ایمیل: .

تلفن: 44312777

فکس: 44312886

flaq

جستجو